معنی کلمه : مصموده
لغت نامه دهخدا
( مصمودة ) مصمودة. [ م َ دَ ] ( اِخ ) قبیله ای از بربر به مغرب.
- قصر مصمودة ؛ ظاهراً ناحیتی نزدیک جبل الطارق. ( یادداشت مؤلف ).
- قصر مصمودة ؛ ظاهراً ناحیتی نزدیک جبل الطارق. ( یادداشت مؤلف ).
مصمودة. [ م َ دَ ] (اِخ ) قبیله ای از بربر به مغرب .
- قصر مصمودة ؛ ظاهراً ناحیتی نزدیک جبل الطارق . (یادداشت مؤلف ).
