معانی کلمه : مصحف
لغت نامه دهخدا
مصحف . [ م ُ ص َح ْ ح ِ ] (ع ص ) از جای گرداننده ٔ سخن . بگرداننده به نقطه . تصحیف کننده . آنکه تصحیف کند کلمه ای را یعنی نقطه ٔ حرف یا حروفی از آن را تغییر دهد. (از یادداشت مؤلف ). || آنکه کلمه ای را غلط تلفظ کند. (از یادداشت مؤلف ). || آنکه کلمه ای را غلط ضبط کند. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
تصحیف#NAME?
۱. نامهها و اوراقی که آنها را در یک جلد جمع کردهباشند؛ کتاب.
۲. قرآن مجید.
۱. نامه ها و اوراقی که آن ها را در یک جلد جمع کرده باشند، کتاب.
۲. قرآن مجید.
= تصحیف
۲. قرآن مجید.
= تصحیف
فرهنگ معین
(مُ حَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - نامه ها و اوراقی که در یک جلد جمع کرده باشند. 2 - قرآن مجید. ج . مصاحف .
(مُ صَ حَّ) [ ع . ] (اِمف .) 1 - کلمه ای که خطا نوشته شده . 2 - کلمه ای که خطا خوانده شده . 3 - کلمه ای که به واسطة کاستن یا افزودن نقطه های حروف تغییر یافته مانند: باد، یاد، روز، زور.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:تصحیف
wikijoo: مصحف
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - کسی که در خواندن کلمهای را غلط تلفظ کند . ۲ - آنکه کلمهای را بغلط ضبط کند . ۳- کسی که باکاستن یا افزودن نقطه های حروف کلمهای را تغییر دهد جمع : مصحفین .
دانشنامه عمومی
کتاب آسمانی، کتاب
مترادف و متضاد
تصحیفشده
جلد، مجلد
کتاب، نامه
۱. قرآن
۲. کتاب، نامه
۳. جلد، مجلد
