مصالح . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) آنکه مصالحه کند. مصالحه کننده . سازش کننده . (از یادداشت مؤلف ). || (اصطلاح حقوق ) آنکه مالی یا حقی را به دیگری صلح کند و واگذارد اعم از آنکه معوض باشد یا غیرمعوض . آنکه طرف ایجاد عقد صلح واقع گردد. کسی که مالی یا امری را به دیگری واگذار کند.
صلحکننده؛ سازشکننده.
۱. [جمعِ مصلَحَة] = مصلحت
۲. [مجاز] چیزهایی که برای انجام کاری یا ساختن چیزی لازم است.
۳. [مقابلِ مفاسد] [قدیمی] امور شایسته و خوب.
〈 مصالح ساختمانی: موادی مانندِ سیمان، چوب، آجر، گچ، آهن، و امثال آن که در ساختمانسازی به کار میرود.
(مُ لِ) [ ع . ] (اِفا.) سازش کننده .
(مَ لِ) [ ع . ] (اِ.) جِ مصلحت ؛ آن چه مایة سود و صلاح است . ؛ ~ ساختمانی آن چه شایسته و سزاوار است که در ساختمان به کار رود.
مواد اولیه(ساختمانسازی)
صلاحدید، مصلحتها، منافع ≠ مفاسد، مضار، مضرات
۱. صلاحدید، مصلحتها، منافع
۲. مواد اولیه(ساختمانسازی) ≠ مفاسد، مضار، مضرات