Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشکوی

تلفظ بین المللی : /maʃkˈuːje/ تلفظ :‌ [maSk'u:je]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مشکویی
  • مشکویه
  • ابن مشکویه
  • مشکوییه
  • صدف مشکین
  • کله مشکین
  • کفچه نوک مشکین رخ
  • مسکویه
  • مشاویر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشکوی. [ م ُ ] ( اِ ) کوشک و آرامگاه بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 529 ). || خانه پادشاه. || بتخانه. ( صحاح الفرس ). || نام نوایی و لحنی از موسیقی. ( آنندراج ). رجوع به مشکو شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حرمسرای شاهان . ۲ - کوشک ۳- بالاخانه .۴- نوایی است از موسیقی قدیم .

کلمات مرتبط

  • مشکویی
  • مشکویه
  • ابن مشکویه
  • مشکوییه
  • صدف مشکین
  • کله مشکین
  • کفچه نوک مشکین رخ
  • مسکویه
  • مشاویر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات