Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشهور

تلفظ بین المللی : /maʃhˈur/ تلفظ :‌ [maSh'uR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • مشهور شدن
  • مشهور گردیدن
  • مشهور کردن
  • مشهور بن عبدالعزیز ال سعود
  • گفتار مشهور
  • زندگی تعالیم و سخنان فیلسوفان مشهور
  • تقریبا مشهور
  • حدیث مشهور
  • خبر مشهور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مشهور. [ م َ ] ( ع ص ) معروف. ج ، مشاهیر. ( مهذب الاسماء ). شناخته. ( دهار ). شهیر. ( منتهی الارب ). معروف. جای مذکورو بزرگ و نام آور. ج ، مشاهیر. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). آشکارشده و معروف گشته و شهرت کرده شده و نیک شناخته شده و فاش کرده شده و شایعشده و روشناس گشته و نامدار و نامور و صاحب جلال و بزرگوار. ( ناظم الاطباء ). نامی. نیک شناخته شده. بنام. نام بردار. شهیر. بلندآوازه.و با کردن و ش...

فرهنگ عمید

معروف میان مردم، نامی، نام دار، بنام.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) پرآوازه ، نامور.

فرهنگ فارسی

نامی، نامدار، بنام، معروف میان مردم، مشاهیر جمع
۱- (اسم ) نیک شناخته شده شهرت یافته : گرد دیوانگان عشق مگرد که بعقل عقیله مشهوری . ( حافظ ) ۲- ( صفت ) نام آور نامی معروف . ۳- حدیثی که شایع باشد که جماعتی از اهل حدیث آنرا روایت کرده باشند جمع : مشهورین .

دانشنامه عمومی

مشهور (ترانه کانیه وست). «مشهور» (به انگلیسی: Famous) تک آهنگی از رپر آمریکایی، کانیه وست است و به عنوان آهنگ اصلی آلبوم زندگی پابلو منتشر شده است. ریحانا، هنرمند اهل باربادوس، با آواهایش و سوئیز بیتز با بداهه هایش او را در این ترانه همراهی می کنند. این تک آهنگ در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۱۶ منتشر شد.wiki: مشهور (ترانه کانیه وست)...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: mašhur) (عربی) معروف ، بسیار شناخته شده ، شهرت یافته ، نام آور ، نامی ؛ (در حدیث) ویژگی حدیثی که جماعتی از اهل حدیث ان را روایت کرده‌اند .

اسم: مشهور (پسر) (عربی) (تلفظ: mašhur) (فارسی: مشهور) (انگلیسی: mashhur) معنی: معروف میان مردم، نامی، نام دار، بنام، پرآوازه، معروف، بسیار شناخته شده، شهرت یافته، نام آور، ( در حدیث ) ویژگی حدیثی که جماعتی از اهل حدیث ان را روایت کرده اند...

مترادف و متضاد

اسمی، بنام، زبانزد، خنیده نام، پرآوازه، بلند نام، سرشناس، سمر، شهره، شهیر، معروف، نام‌آور، نامدار، نامور، نامی، نبیه ≠ گمنام

celebrated (صفت)ستوده، مشهورgrand (صفت)جدی، بزرگ، با وقار، عظیم، عالی، مشهور، مجلل، والا، بسیار عالی با شکوهwell-known (صفت)ستوده، مشخص، پیش پا افتاده، مشهور، واضح، معروف، نیکنامpopular (صفت)محبوب، مشهور، متداول، عمومی، عوامانه، خلقی، ملی، توده پسند، نامدار، وابسته بتو...

فرهنگ فارسی ساره

پرآوازه، سرشناس، نامی، نامدار، سرشناس

واژه نامه بختیاریکا

اَشنَهدِه؛ سَر دِیار؛ انگُست کَش؛ به نُم

کلمات مرتبط

  • مشهور شدن
  • مشهور گردیدن
  • مشهور کردن
  • مشهور بن عبدالعزیز ال سعود
  • گفتار مشهور
  • زندگی تعالیم و سخنان فیلسوفان مشهور
  • تقریبا مشهور
  • حدیث مشهور
  • خبر مشهور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات