معانی کلمه : مشنگ
لغت نامه دهخدا
مشنگ . [ م ِ ش َ ] (اِ) مگس سبز که گوشت را گنده کند، و آن را مژمژ خوانند. (آنندراج ) (انجمن آرا).
فرهنگ عمید
۱. خل، دیوانه.
۲. دزد، راهزن.
۲. دزد، راهزن.
فرهنگ معین
(مَ شَ ) (ص . ) ۱ - دزد، راهزن . ۲ - کسی که عقل درست و کامل نداشته باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کرسنه گاودانه
مگس سبز که گوشت را گنده کند و آنرا مژمژ خوانند .
مگس سبز که گوشت را گنده کند و آنرا مژمژ خوانند .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اسم
دزد، راهزن، عیار
ابله، احمق، خل، خنگ
۱. دزد، راهزن، عیار
۲. ابله، احمق، خل، خنگ
