مشفق . [ م ُ ش َف ْ ف َ ] (ع ص ) دهش کم و قلیل . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مشفق. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) مهربان و نصیحت گر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مهربانی کننده. ( آنندراج ) ( غیاث ).خیرخواه : باش از برای رعیت پدر مشفق. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 213 ). چنان نمود که وی امروز ناصح تر و مشفق تر بندگانست. ( تاریخ بیهقی ). لاجرم حقهای آن ...
مهربانی کننده ، دلسوزومهربان ۱- ( اسم ) مهربانی کننده . ۲ - ( صفت ) مهربان دلسوز : هر گاه در مصالح ملک تاملی رود وبمخلصی مشفق وناصحی مهربان و دوستی امین و چاکری وفادار محتاج گردم ... دهش کم و قلیل
دانشنامه عمومی
مرتضی مشفق کاظمی، نویسنده ایرانی مشفق کاشانی ربیع مشفق همدانی، روزنامه نگار، مترجم و نویسنده معاصر ایرانی میکائیل مشفق، شاعر ترک زبان آذربایجانی مشفق حسین اف، بازیکن فوتبال اهل جمهوری آذربایجان