کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشغولیات | کلماتور
معانی کلمه : مشغولیات
تلفظ بین المللی :
/mˌaʃq1uːlˈiɑt/
تلفظ :
[m,aSq1u:l'iAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشغولیت
مشغولی
مشمولیت
دل مشغولی
مغویات
مولیات
جزیره مولیات
دنیی میخولیاتس
مشغولالذمه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مشغولیات. [ م َ لی یا ] ( از ع ، اِ مرکب ) در تداول فارسی زبانان ، سرگرمی ها. و رجوع به مشغولیت شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر و اسم ) جمع مشغولیت : وقتی که کسی بعلت مشغولیات ذهنی دیگر در جریان کاری نیست نسبت بجزئ و کل آن بیگانه میگردد ...
مترادف و متضاد
pastime
(اسم)
سرگرمی، تفریح، ورزش، مشغولیات، کار وقت گذری
hobby
(اسم)
سرگرمی، کار ذوقی، اسب کوچک اندام، مشغولیات
کلمات مرتبط
مشغولیت
مشغولی
مشمولیت
دل مشغولی
مغویات
مولیات
جزیره مولیات
دنیی میخولیاتس
مشغولالذمه
نظرات