Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشرق

تلفظ بین المللی : /mˈaʃreq1/ تلفظ :‌ [m'aSReq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • مشرق زمین
  • مشرق نوری
  • مشرق الاذکار
  • مشرق عربی
  • مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین
  • مشرق تابستان
  • شاه مشرق
  • طاوس مشرق خرام
  • ملک مشرق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مشرق . [م ُ ش َرْ رِ ] (ع ص ) قدیدکننده ٔ گوشت . (آنندراج ). کسی که گوشت در آفتاب خشک میکند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مدخل قبل شود. || روی بشرق کننده . (آنندراج ). آن که به جانب مشرق میرود و روی سوی مشرق میکند. المثل : شتان بین مشرق و مغرب . (ناظم الاطباء).

مشرق . [ م ُ رِ ] (ع ص ) روشن . تابان . (از ناظم الاطباء). نیر. تابان . درخشان . درفشان . درخشنده ....

فرهنگ عمید

محل طلوع آفتاب، خاور، سمتی که آفتاب از آن جا طلوع می کند.

فرهنگ معین

(مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) خاور، جای طلوع خورشید.

دانشنامه آزاد فارسی

مشرق (المشرق). مَشرِق (المَشرِق)مجلۀ شرقی تاریخی و ادبی و علمی دانشگاه کاتولیک سَن ژوزف در بیروت به زبان عربی، تأسیس در ۱۸۹۸، با هدف حمایت و تبلیغ دین مسیح و ترویج اندیشه های شرقی و کمک به اشاعۀ علم. نخستین مدیرانش پدران روحانی، لویس شِیخو و هانری لامن و اِغناتیوس خلیفه بودند. انتشار این نشریه در طول جنگ جهانی اول مدتی کوتاه، و از ۱۹۷۰ به مدت بیست سال، متوقف بود. شخص شیخو تا پایان عمر بزرگ ترین ...

فرهنگ فارسی

خاور، محل لوع آفتاب، طرفی که آفتاب از آنجاطلوع میکند، مشارق جمع ، مشرقین: مشرق ومغرب یامشرق تابستانی ومشرق زمستانی
( اسم ) تابنده روشن
کسی که گوشت در آفتاب خشک می کند

دانشنامه عمومی

این مقاله در مورد یک منطقه جغرافیایی است. برای دیگر کاربردها شرق (ابهام زدایی) را ببینید.مشرق (Mashreq)، منطقه ای از جهان عرب در شرق مصر است. این منطقه شامل لبنان، سرزمین های فلسطینی، اردن، سوریه و عراق است. در واژه شاعرانه «مشرق» به معنای "محل طلوع آفتاب" و از شرق عربی: ("درخشش، روشن، تابش" و "رو به افزایش") و با اشاره به شرق که در آن خورشید بالا می رود برگرفته شده است.این شرایط جغرافیایی از گستر...

مترادف و متضاد

مطلع

مشرق‌زمین

خاور، خاوران، شرق، نیمروز ≠ باختر، مغرب

۱. خاور، خاوران، شرق، نیمروز
۲. مطلع
۳. مشرقزمین ≠ باختر، مغرب

levant (اسم)مشرقeast (اسم)شرق، خاور، خاورگرایی، مشرقsunrise (اسم)مطلع، سفیده، طلوع خورشید، طلوع افتاب، مشرق...

کلمات مرتبط

  • مشرق زمین
  • مشرق نوری
  • مشرق الاذکار
  • مشرق عربی
  • مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین
  • مشرق تابستان
  • شاه مشرق
  • طاوس مشرق خرام
  • ملک مشرق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات