Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مشرع

تلفظ بین المللی : /mˈaʃraʔ/ تلفظ :‌ [m'aSRa?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مشرِع
  • مشرع صفاء
  • مشرع الخصوص الی معانی النصوص
  • ناحیه مشرع الصفاء
  • مشرعه
  • ناحیه مشرعه وحدنان
  • ذو مشربه
  • انبار مزرعه
  • الحکمه المشرقیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مشرع. [ م َ رَ ] ( ع اِ ) آبشخور. ج ، مشارع. ( مهذب الاسماء ). آبخور. ( دهار ). آبخور. آبشخور. مشرب. شریعة. مورد. ورد. منهل. ج ، مشارع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). جای به آب درآمدن. ( از اقرب الموارد ) : سیراف در قدیم شهری بزرگ بوده است. و مشرع بوزیها و کشتی ها. ( فارسنامه ابن البلخی ص 136 ). و رجوع به مشرعة شود.

فرهنگ عمید

۱. جای ورود به آب.
۲. جای آب خوردن.

فرهنگ معین

(مَ رَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای آب . ۲ - جای نوشیدن آب . ج . مشارع .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جای ورود به آب . ۲ - جای نوشیدن آب جمع : مشارع .

کلمات مرتبط

  • مشرِع
  • مشرع صفاء
  • مشرع الخصوص الی معانی النصوص
  • ناحیه مشرع الصفاء
  • مشرعه
  • ناحیه مشرعه وحدنان
  • ذو مشربه
  • انبار مزرعه
  • الحکمه المشرقیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات