مشرح . [ م َ رَ ](ع اِ) فرج زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). شرم زن . (بحر الجواهر).
مشرح . [ م ُ ش َرْ رِ ] (ع ص ) کسی که تشریح میکند. (ناظم الاطباء). طبیب تشریح کننده . عالم تشریح کننده ٔ اجساد اموات .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || بیان کننده . شرح و توضیح دهنده چیز یا مطلبی را : مستحق شرح را سنگ و کلوخ ناطقی گردد مشر...
فرهنگ معین
(مُ شَ رِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) تشریح کننده ، بیان کننده .