معانی کلمه : مشبک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شبکه دار، مانند پنجره، سوراخ سوراخ.
فرهنگ معین
(مُ شَ بَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) شبکه دار، سوراخ سوراخ .
فرهنگ فارسی
ویژگی نوعی رگبندی که در آن رگبرگهای فرعی انتهایی طرحی شبکهای تشکیل میدهند
شبکه دار، مانند پنجره، سوراخ سوراخ
( اسم ) دارای شبکه ( مانند پنجره ) سوراخ سوراخ : خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل ... ( دیوان کبیر )
( اسم ) دارای شبکه ( مانند پنجره ) سوراخ سوراخ : خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل ... ( دیوان کبیر )
مترادف و متضاد
سوراخسوراخ، شبکهای، متخلخل
فرهنگستان زبان و ادب
{reticulate, netted} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی رگ بندی که در آن رگبرگ های فرعی انتهایی طرحی شبکه ای تشکیل می دهند
