مشام. [ م َ شام م ] ( ع اِ ) محل قوت شامه که در منتهای بینی و مقدم دماغ است در حقیقت این لفظ صیغه جمع است که به معنی واحد استعمال یافته ودر استعمال فارسی به تخفیف میم دوم هم خوانده می شود. ( از غیاث ). موضع قوت شامه و فارسیان به تخفیف استعمال نمایند و در حقیقت این لفظ صیغه جمع است که به معنی واحد استعمال یافته. «مشام » در اصل «مشامم » بود جمع «مشمم » که صیغه اسم ظرف است از «شم » که مصدر است به معن...
فرهنگ عمید
محل قوۀ شامه، بینی.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) بینی ، حس بویایی .
فرهنگ فارسی
بینی
بینی، محل قوه شامه( اسم ) ۱- جمع شم بینی ها.۲- ( اسم ) محل قو. شامه بینی : شمیمی از نسیم هریک بمشام آرزو استنشاق کردم . توضیح مشام بالفتح و تشدید میم آخر موضوع قوت شامه و فارسیان بتخفیف استعمال نمایند و در حقیقت این لفظ صیغ. جمع است که بمعنی واحد استعمال یافته . مشام در اصل مشامم بود جمع مشمم که صیغ. اسم ظرف از شم که مصدر است بمعنی بوییدن پس در صیغ. واحد و جمع میم...