مسلی . [ م ِ س َل ْ لی ] (ع اِ) نام دردی است که صاحبش چنان پندارد که کسی سوزن کلان در بدنش می خلاند. (آنندراج ) (غیاث ). المی است که گوئی جوالدوز اندر آن موضع میزنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی از یادداشت مرحوم دهخدا). المی است گوئی جوالدوز اندر می سپوزند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی از یادداشت مرحوم دهخدا). دردی است که صاحب آن پندارد که جوالدوزی در عضو دردناک فرومیبرند. (یادداشت مرحوم دهخدا).شیخ الرئیس در قانون...
(اسم ) تسلی دهنده : سبب اعتبار و وسیلت تجربت و سرمای. معیشت ومسلی هموم و مفرح هر مغموم است . ۲ - ( اسم ) سومین اسب مسابقه . نام دردی است که گویی سوزن کلان در بدنش رفته
دانشنامه عمومی
مسلی (دهانه). مسلی (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است. این دهانه ۲ دهانه اقماری دارد.