مسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن قلج ارسلان . رجوع به مسعود سلجوقی شود.
مسعود. [ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم غزنوی . رجوع به مسعود غزنوی شود.
مسعود. [ م َ ] (اِخ )ابن اوس بن اصرم . رجوع به ابومحمد (مسعود...) شود.
نیک
(تلفظ: maseud) (عربی) مبارک ، خجسته ؛ (در قدیم) نیک بخت ، سعادتمند ؛
مبارک، خجسته، میمون، همایون
خوشبخت، سعادتمند، نیکبخت ≠ نامیمون، نامبارک
۱. خوشبخت، سعادتمند، نیکبخت
۲. مبارک، خجسته، میمون، همایون ≠ نامیمون، نامبارک