معانی کلمه : مسرف
لغت نامه دهخدا
مسرف . [ م ُ رِ ] (اِخ ) لقبی که مردم مدینه پس از وقعه ٔ حَرَّة به مسلم بن عقبه ٔ مری دادند بدان جهت که در آن جنگ از حد درگذشته بود. (از منتهی الارب ) (ازالاعلام زرکلی ). و رجوع به مسلم (ابن عقبه ...) شود.
فرهنگ عمید
کسی که بی اندازه خرج می کند، اسراف کننده.
فرهنگ معین
(مُ رِ ) [ ع . ] (اِفا. ) اسراف کننده ، ولخرج .
فرهنگ فارسی
اسراف کننده، کسی که بی اندازه خرج بکند
( اسم ) آنکه بی اندازه خرج کند اسراف کننده جمع : مسرفین .
لقبی که مردم مدینه به مسلم بن عقبه دادند
( اسم ) آنکه بی اندازه خرج کند اسراف کننده جمع : مسرفین .
لقبی که مردم مدینه به مسلم بن عقبه دادند
مترادف و متضاد
اسرافکننده، اسرافگر، اسرافگرا، اسرافکار، بادبهدست، متلف، خراج، گشادباز، مبذر، ولخرج ≠ مقتصد
