کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مستوسق
تلفظ بین المللی :
/mostˈavseq1/
تلفظ :
[most'avseq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
مستسقی
مستوسن
مستوثق
مستوبق
مستودق
مستوسخ
مستوسع
مستوفق
مستوقح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
مستوسق. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) شتران فراهم آینده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اطاعت کننده و در انقیاد درآمده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استیساق شود.
فرهنگ عمید
راست ودرست، دارای نظم وترتیب.
کلمات مرتبط
مستسقی
مستوسن
مستوثق
مستوبق
مستودق
مستوسخ
مستوسع
مستوفق
مستوقح
نظرات