مستظهر. [ م ُ ت َ هَِ ] (اِخ ) (الَ ...) دومین تن از ملوک بنی برزال در قرمونه ٔ اندلس . رجوع به عزیز (ابن محمدبن عبداﷲ...) شود.
مستظهر. [ م ُ ت َ هَِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استظهار. یاری خواهنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). کسی که اعانت می طلبد و دستگیری می خواهد. (ناظم الاطباء). رجوع به استظهار شود.
امیدوار، پشتگرم، متکی