Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستحسن

تلفظ بین المللی : /mostˈahsan/ تلفظ :‌ [most'ahsan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حدیث مستحسن
  • محمدحسین بن مهدی مستحسن انسی اصفهانی
  • مستسن
  • مستوسن
  • مستحن
  • مستحنط
  • مستحسر
  • الانا مسترسن
  • پیتر مسترسن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مستحسن . [ م ُ ت َ س ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحسان . نیکوشمرنده . (اقرب الموارد). نیک پندارنده . (غیاث ) (آنندراج ). رجوع به استحسان شود.

مستحسن . [ م ُ ت َ س َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحسان . نیکو شمرده شده و پسند نموده . (غیاث ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ستوده . نیکو. خوب . رجوع به استحسان شود : هر آنچه گفت همه گفت اوست مستحسن هر آنچه کرد ه...

فرهنگ عمید

۱. نیکو و پسندیده.
۲. نیکوشمرده شده.

فرهنگ معین

(مُ تَ سَ ) [ ع . ] (اِمف . ) نیکو، نیکو و پسندیده شمرده شده .

فرهنگ فارسی

نیکووپسندیده، نیکوشمرده شده
۱- (اسم ) نیکو شمرده شده پسند کرده . ۲ - ( صفت ) پسندیده ستوده .
نیکو شمرنده شده

مترادف و متضاد

پسندیده، خوب، ستوده، نغز، نیک، نیکو ≠ قبیح


کلمات مرتبط

  • حدیث مستحسن
  • محمدحسین بن مهدی مستحسن انسی اصفهانی
  • مستسن
  • مستوسن
  • مستحن
  • مستحنط
  • مستحسر
  • الانا مسترسن
  • پیتر مسترسن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات