Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستأمنه

تلفظ بین المللی : /mastˈɑmanˌeː/ تلفظ :‌ [mast'Aman,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گریه ٔ مستانه
  • مستامن
  • مستانه
  • مستأمن
  • حرکات مستانه و بازی سرخوشانه
  • مستأمن
  • باجی رائو و مستانه
  • دیوانه مستانه
  • مستانه جزایری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مستأمنة. [ م ُت َءْ م ِ ن َ ] (ع ص ، اِ) مستأمنه . مستأمن . افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. و رجوع به مستأمن شود.

مستأمنه . [ م ُ ت َءْ م ِ ن َ ] (ع ص ، اِ) مستأمنة. مستأمن . افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. || از دو شاهد زیر بر می آید که کلمه معنی به پناه آمده داشته باشد : دو هزار از این عرب مستأمنه به دهستان روند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 460)....

فرهنگ فارسی

افراد حربی که در بلاد اسلام باشند

کلمات مرتبط

  • گریه ٔ مستانه
  • مستامن
  • مستانه
  • مستأمن
  • حرکات مستانه و بازی سرخوشانه
  • مستأمن
  • باجی رائو و مستانه
  • دیوانه مستانه
  • مستانه جزایری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات