معانی کلمه : مساعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کوشش ها.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) کوشش ها، سعی ها.
فرهنگ فارسی
کوششها، جمع مسعی
( اسم ) جمع مسعی سعیها کوششها .
( اسم ) جمع مسعی سعیها کوششها .
مترادف و متضاد
سعیها، کوششها
اهتمام، تلاش، جد، جهد، سعی، کوشش
۱. اهتمام، تلاش، جد، جهد، سعی، کوشش
۲. سعیها، کوششها
