معانی کلمه : مزیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. چشیدن: از شکر گر شکل نانی می پزی / طعم قند آید نه نان چون می مزی (مولوی: ۱۵۲ ).
۲. مکیدن.
۲. مکیدن.
فرهنگ معین
(مَ دَ ) [ په . ] (مص م . ) چشیدن ، مکیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( مزید مزد خواهد مزید بمز مزنده مزیده مزه ) ۱ - مزه کردن چشیدن : بنفشه بر دو زلفت کی گزیدی ? طبر زد با لبانت کی مزیدی ? ( ویس ورامین ) ۲ - مکیدن .
