Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزیدن

تلفظ بین المللی : /mazˈidan/ تلفظ :‌ [maz'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • بر مزیدن
  • مزیدنی
  • رباعی مزید
  • سماق مکیدن
  • علی مزیدی
  • لطفکم مزید
  • بنی مزید
  • مجیدن
  • مزید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مزیدن. [ م َ دَ ] ( مص ) نوشیدن. چشیدن. ( ناظم الاطباء ). مزه کردن : درختی که تلخش بود گوهرااگر چرب و شیرین دهی مر وراهمان میوه تلخت آرد پدیداز او چرب و شیرین نخواهی مزید.ابوشکور.وزان پس به کار دگر درخزیم که تلخی مزیدیم و شیرین مزیم.فردوسی.پشیمان نشد هرکه نیکی گزیدکه بد ز آب دانش نیارد مزید.فردوسی.کام را از گرد بی باکی به آب دین بشوی تا بدو بتوانی از میوه و شراب دین مزید.ناصرخسرو.و اگر بضرورت آب ب...

فرهنگ عمید

۱. چشیدن: از شکر گر شکل نانی می پزی / طعم قند آید نه نان چون می مزی (مولوی: ۱۵۲ ).
۲. مکیدن.

فرهنگ معین

(مَ دَ ) [ په . ] (مص م . ) چشیدن ، مکیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ( مزید مزد خواهد مزید بمز مزنده مزیده مزه ) ۱ - مزه کردن چشیدن : بنفشه بر دو زلفت کی گزیدی ? طبر زد با لبانت کی مزیدی ? ( ویس ورامین ) ۲ - مکیدن .

کلمات مرتبط

  • بر مزیدن
  • مزیدنی
  • رباعی مزید
  • سماق مکیدن
  • علی مزیدی
  • لطفکم مزید
  • بنی مزید
  • مجیدن
  • مزید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات