زیارتشده.
تزویرکننده؛ دورو؛ دروغگو؛ دروغپرداز.
۱. ساختگی؛ دروغی.
۲. (اسم) غذای مخصوص بیمار؛ مزوّره.
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) زیارت شده .
(مُ زَ وِّ) [ ع . ] (اِفا.) دورو، تزویرکننده .
(مُ زَ وَّ) [ ع . ] (اِ.) غذای بدون چربی که برای بیمار تجویز می کردند.
در قدیم افرادی که شراب مینوشیدند ۷مرحله یا خط داشت که نام خط اول ان مزور میباشد وکسی را که هفت مرحله را مینوشید هفت قد میگفتند نام اخرین خط جور میباشد
مزدگیرنده
تزویرگر، حقهباز، دورو، ریاکار، فریبنده، محیل، مکار، منافق ≠ بیریا، مخلص