Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزبله

تلفظ بین المللی : /mazbˈaleː/ تلفظ :‌ [mazb'ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • مزبله دان
  • توده مزبله
  • مبله
  • لیله المقبله
  • مذبله
  • مزغله
  • مزله
  • مزمله
  • مقبله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مزبلة. [ م َ ب َ / ب ُ ل َ ] (ع اِ) سرگین جای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، مَزابل . جای سرگین انداختن . (اقرب الموارد).و جای نجاست انداختن . این اسم ظرف است مأخوذ از زِبل که به معنی سرگین است . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).

مزبله . [م َ ب ِ ل َ / ل ِ ] (از ع ، اِ) زبیل دان و آن جائی که از خا...

فرهنگ عمید

جای ریختن خاک روبه و سرگین، شله، شوله، کلجان.

فرهنگ معین

(مَ بِ لِ ) [ ع . مزبلة ] (اِ. ) جای ریختن خاکروبه و زباله . ج . مزابل .

فرهنگ فارسی

جای ریختن خاکروبه وسرگین، مزابل جمع، درفارسی شله وشوله وکلجان هم گفته شده
( اسم ) جای ریختن سرگین خاکروبه : ماکیان تا ببام مزبله بیش نپرد گرچه بال دارد و پر . ( وحشی ) جمع : مزابل .

مترادف و متضاد

۱. آشغالدان، خاکروبه، زبالهدان
۲. آشغالدانی، زبالهدانی


کلمات مرتبط

  • مزبله دان
  • توده مزبله
  • مبله
  • لیله المقبله
  • مذبله
  • مزغله
  • مزله
  • مزمله
  • مقبله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات