Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرکبی

تلفظ بین المللی : /mˌorakkˈabi/ تلفظ :‌ [m,oRakk'abi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سیاه قلم اب مرکبی
  • دید مرکزی
  • رشتۀ مرکزی افزایشی
  • رشتۀ مرکزی بالایی
  • رفتگی مرکزی
  • ریل نگهبان مرکزی
  • زاویه مرکزی
  • زاویۀ مرکزی
  • انجمن اولیا و مربیان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرکبی. [ م ُ رَک ْ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرکب. به رنگ مرکب. آلوده به مرکب.

فرهنگ فارسی

(صفت ) لایق مرکب بودن شایست. سورای : از ناگاه مردی آمد که دو استر مرکبی پدیدار نیست .

مترادف و متضاد

inky (صفت)
تیره، مرکبی، جوهری

کلمات مرتبط

  • سیاه قلم اب مرکبی
  • دید مرکزی
  • رشتۀ مرکزی افزایشی
  • رشتۀ مرکزی بالایی
  • رفتگی مرکزی
  • ریل نگهبان مرکزی
  • زاویه مرکزی
  • زاویۀ مرکزی
  • انجمن اولیا و مربیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات