مروق . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مَرْق . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به مرق شود.
مروق . [ م ِرْ وَ ] (اِ ع اِ، مص )در شگفت آوردن و خوشحال ساختن . (غیاث ) (آنندراج ).
- مروق زدن ؛ شگفتی نمودن . خوشحال ساختن . (حاشیه ٔ مثنوی ).
(مُ) [ ع . ] (مص ل .) خارج گردیدن از دین و آیین .
(مُ رَ وَّ) [ ع . ] (اِمف .) پالوده شده ، صاف شده .
(مُ رَ وِّ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - صاف کننده . 2 - رواق سازنده ، معمار.
بادهبیدرد، پالوده، صاف، ناب ≠ درد