مرشد. [م ُ ش َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ارشاد. راهنمایی شده . راه یافته . راهبری گشته . و رجوع به ارشاد شود.
مرشد. [ م ُ ش ِ ] (اِخ ) فرزند علی بن مقلدبن نصربن منقذ، مکنی به ابوسلامه و مشهور به ابن منقذ، از امرای آل منقذ در شیزر نزدیکی حماة. مردی ادیب بود و به سال 460 هَ . ق . در حلب متولد شد و به اصفهان و بغداد سفر نمود. بعد از مرگ نصربن علی حاکم شیزرا...
فرهنگ عمید
۱. راهنما، رهبر. ۲. (تصوف ) پیر. ۳. (ورزش ) در زورخانه، کسی که با آواز و ضرب حرکت ورزشکاران را هدایت می کند.
فرهنگ معین
(مُ ش ) [ ع . ] ۱ - (اِفا. ) راهنما، هدایت کننده . ۲ - (اِ. ) در تصوف کسی که تربیت و ریاست گروهی از صوفیان را به عهده دارد. ۳ - کسی که به هنگام ورزش ورزشکاران باستانی در زورخانه آنان را راهنمایی کند. ۴ - لقبی برای شعبده باز و معرکه گیر.
دانشنامه آزاد فارسی
مرشد (ورزش). مُرشِد (ورزش)مُرشِددر ورزش باستانی، گردانندۀ گود زورخانه. در گذشته مرشدان، بیشتر ورزشکارانی بودند که به خوبی با ورزش باستانی و مراسم آن آشنا بودند و طی سال ها ورزش، با اشعار و موسیقی باستانی خو می گرفتند و در بازنشستگی به مرشدی روی می آوردند.wikijoo: مرشد_(ورزش) مرشد(عرفان). مُرشِد (عرفان)(در لغت به معنی راهنما؛ نیز: پیر، شیخ، مراد) در اصطلاح عرفا، کسی که مقاماتی از طریقت را طی کرد...
فرهنگ فارسی
راهنما، رهبر، راه راست نماینده( اسم ) ۱- هدایت کننده راه نماینده راهنما : ... اما طیب آفرینش دستوری نداد و عقل مرشد اجازت نفرمود .... ۲ - کسی که تربیت و ریاست گروهی از صوفیان را بعهده دارد . یا مرشد کامل . ۱ - پیشوای صوفیه که خود بکمال رسیده و طالبان را نیزبکمال رساند . ۲ - بپادشاهان سلسل. صفوی اطلاق میشده : دیگر باره در خدمت مرشد کامل بتاج و هاج آراید و مسامحهای که با رومیان کرده بود آنرا بافتضای...
دانشنامه عمومی
امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی سر دم می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژه یکی از حرکات ورزشی است ضرب می گیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامه فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز خود را با حرکات ورزشکاران، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد. در قدیم مرشد یا کهنه سوار کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه...