معانی کلمه : مرز تقویت شده
فرهنگ فارسی
مرزی که در طول آن با ایجاد موانع فیزیکی مانع از ورود و خروج افراد میشوند
فرهنگستان زبان و ادب
{fortified boundary} [جغرافیای سیاسی] مرزی که در طول آن با ایجاد موانع فیزیکی مانع از ورود و خروج افراد می شوند

مرزی که در طول آن با ایجاد موانع فیزیکی مانع از ورود و خروج افراد میشوند