کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مردیا بچه زن صفت
تلفظ بین المللی :
/mˌardiˈɑ batʃtʃˈeː zansˈefat/
تلفظ :
[m,aRdi'A batStS'e: zans'efat]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مردی که خیلی به زن توجه دارد
مردی با بچه ای در چشم هایش
وابسته به پرستش الت مردی
مردی به نام اوه
مردی به نام ایپ 3
مردیل به شور شور مالمیر بردن
دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
کوچک مردی به نام تیت
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
sissy
(اسم)
دختر، خواهر، مردیا بچه زن صفت
sissified man
(اسم)
مردیا بچه زن صفت
کلمات مرتبط
مردی که خیلی به زن توجه دارد
مردی با بچه ای در چشم هایش
وابسته به پرستش الت مردی
مردی به نام اوه
مردی به نام ایپ 3
مردیل به شور شور مالمیر بردن
دکتر پارناسوس مردی که به شیطان رو دست زد
کوچک مردی به نام تیت
مارک فلت مردی که کاخ سفید را به خاک سیاه نشاند
نظرات