Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرده دلی

تلفظ بین المللی : /mordˈeː dˈeli/ تلفظ :‌ [moRd'e: d'eli]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مردهدل
  • مرده
  • مرده بازی
  • مرده بودن
  • مرده خانه
  • مرده خسب
  • مرده خوار
  • مرده خور
  • مرده خوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرده دلی. [ م ُ دَ / دِ دِ ] ( حامص مرکب ) صفت مرده دل. مرده دل بودن. افسردگی. ملالت. بی شور و شوقی. رجوع به مرده دل شود.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت مرده دلی افسردگی دل مردگی مقابل زنده دلی .

کلمات مرتبط

  • مردهدل
  • مرده
  • مرده بازی
  • مرده بودن
  • مرده خانه
  • مرده خسب
  • مرده خوار
  • مرده خور
  • مرده خوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات