Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرتب کردن

تلفظ بین المللی : /morˈattab kˈardan/ تلفظ :‌ [moR'attab k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • به ترتیب مرتب کردن
  • به صورت الفبایی مرتب کردن
  • دوباره مرتب کردن
  • قبلا مرتب کردن
  • مرکب کردن
  • در مرتع پرورش احشام کردن
  • مرتبا گوشزد کردن
  • مرتبط کردن
  • مرتکب کردن
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نظم دادن ترتیب دادن .

مترادف و متضاد

order (فعل)تنظیم کردن، مرتب کردن، منظم کردن، فرمودن، فرمان دادن، سفارش دادن، برات دستور دادنrange (فعل)میزان کردن، اراستن، مرتب کردن، در صف اوردن، تغییر کردن، سیر و حرکت کردنregulate (فعل)تعدیل کردن، درست کردن، تنظیم کردن، میزان کردن، مرتب کردن، منظم کردنarrange (فعل)اراستن، ترتیب دادن، مرتب کردن، چیدن، منظم کردن، سازمند کردن، قرار گذاشتن، طبقه بندی کردن، طبقهبندییا جور کردنset (فعل)مرتب کردن، چید...

فرهنگ فارسی ساره

سامانیدن


کلمات مرتبط

  • به ترتیب مرتب کردن
  • به صورت الفبایی مرتب کردن
  • دوباره مرتب کردن
  • قبلا مرتب کردن
  • مرکب کردن
  • در مرتع پرورش احشام کردن
  • مرتبا گوشزد کردن
  • مرتبط کردن
  • مرتکب کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات