کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مرتب و منظم
تلفظ بین المللی :
/morˈattab vˈa monˈazzam/
تلفظ :
[moR'attab v'a mon'azzam]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مرتب و منظم ساختن
اراسته و مرتب
سر و وضع مرتب
مرتب سازی زوج و فرد
مکتب فرهنگ و شخصیت
استعمال کلمات مرکب ضد و نقیض
الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
تولید مرکب برق و گرما
عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
well-conditioned
(صفت)
خوش خلق، دارای اخلاق نیکو، نیکو خصال، دارای صفات حسنه، مرتب و منظم
well-ordered
(صفت)
مرتب و منظم، بنحو اکمل انجام یافته
کلمات مرتبط
مرتب و منظم ساختن
اراسته و مرتب
سر و وضع مرتب
مرتب سازی زوج و فرد
مکتب فرهنگ و شخصیت
استعمال کلمات مرکب ضد و نقیض
الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
تولید مرکب برق و گرما
عینا مساوی و مرتبط با یکدیگر
نظرات