کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرتبطه | کلماتور
معانی کلمه : مرتبطه
تلفظ بین المللی :
/mˌortabˈeteː/
تلفظ :
[m,oRtab'ete:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ظروف مرتبطه
ظروف مرتبطه قانون
ردۀ مرتبط
شرطی سازی مرتبه بالاتر
صاحب مرتبه
عالی مرتبه
فلک مرتبه
مرابطه
مرتبط
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مرتبطه. [ م ُ ت َ ب ِ طَ ] ( ع ص ) بهم پیوسته و با هم مربوط که بهم راه و رابطه دارند.
- ظروف مرتبطه ؛ ظرفهائی که بهم راه دارند و مایعات داخل آنها در یک سطح است. رجوع به ظروف مرتبطه شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مرتبط جمع : مرتبطات .
کلمات مرتبط
ظروف مرتبطه
ظروف مرتبطه قانون
ردۀ مرتبط
شرطی سازی مرتبه بالاتر
صاحب مرتبه
عالی مرتبه
فلک مرتبه
مرابطه
مرتبط
نظرات