Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مراعی

تلفظ بین المللی : /marˈɑʔˈi/ تلفظ :‌ [maR'A?'i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • المراعی
  • مراعیش
  • سلطان مرادی
  • علقمه ٔ مرادی
  • علی مرادی
  • فاضل مراغی
  • کشت مربعی
  • مداعی
  • مداعیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مراعی . [ م ُ ] (ع ص ) نگهبانی کننده . رعایت کننده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حارس . نگهبان . حافظ.(ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از مراعات . رجوع به مراعات و مراعاة شود : آواز ناعی به سمع آن شاه مراعی رسید. (لباب الالباب از فرهنگ فارسی معین ).هر دو رکنند راعی دل من عمران بین مراعی عمار. خاقانی .|| بیننده . ناظر. رجوع به مراعاة شود. || دستگیر. مددکار. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی اول شود. || چران...

فرهنگ عمید

مرعا#NAME?

مراعات‌کننده.

= مرعا
مراعات کننده.

فرهنگ معین

(مَ) [ ع . ] (اِ.) جِ مرعی .

(مُ) [ ع . ] (اِفا.) مراعات کننده .

(مَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مرعی .
(مُ ) [ ع . ] (اِفا. ) مراعات کننده .

فرهنگ فارسی

چراگاهها، جمع مرعی
( اسم ) مراعات کننده : ... و آواز ناعی بسمع آن شاه مراعی رسید .
نگهبانی کننده

کلمات مرتبط

  • المراعی
  • مراعیش
  • سلطان مرادی
  • علقمه ٔ مرادی
  • علی مرادی
  • فاضل مراغی
  • کشت مربعی
  • مداعی
  • مداعیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات