کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مراضعه
تلفظ بین المللی :
/marˈɑzeʔˌeː/
تلفظ :
[maR'Aze?,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
مرابعه
مراجعه
مراضخه
مراضع
مراضعت
مرافعه
مرافعه بردن
مرافعه داشتن
مرافعه نهادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مراضعة. [ م ُ ض َ ع َ ] (ع مص ) فرزند را فا دایه دادن . (زوزنی ). فرزند را فرا دایه دادن . (تاج المصادر بیهقی ). بچه را به دایه دادن . (منتهی الارب ). به دایه سپردن شیرخواره را. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || شیر دادن کودک با کودک دیگر. (منتهی الارب ). رضاع . (اقرب الموارد). شیر دادن بچه را با رضیعه ؛ یعنی کودک شیرخواره ٔ دیگری . (از متن اللغة). || شیر دادن زن باردار کودک را. (اقرب الموارد)....
فرهنگ معین
(مُ ضَ عَ یا ض عِ ) [ ع . مراضعة ] (مص . م ) شیر دادن .
کلمات مرتبط
مرابعه
مراجعه
مراضخه
مراضع
مراضعت
مرافعه
مرافعه بردن
مرافعه داشتن
مرافعه نهادن
نظرات