معانی کلمه : مرادف
لغت نامه دهخدا
مرادف . [ م ُ دَ ] (ع ص ) ردیف شده . پس روشده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از مرادفة. رجوع به مرادفة شود.
فرهنگ عمید
۱. مانند هم، یکسان.
۲. چیزی که عقب چیز دیگر و در ردیف او باشد، هم ردیف.
۳. (ادبی ) = مترادف
۲. چیزی که عقب چیز دیگر و در ردیف او باشد، هم ردیف.
۳. (ادبی ) = مترادف
فرهنگ معین
(مُ دِ ) [ ع . ] (اِفا. ) هم معنی .
فرهنگ فارسی
آنکه پشت سردیگری سوارشود، پیرو، چیزی که عقب چیزدیگروردیف اوباشد، کلمهای که درمعنی شبیه کلمه دیگرباشدوردیف هم نوشته شود
۱- ( اسم ) کسی که پشت سر دیگری سوار مرکبی باشد . ۲ - آنچه که در ردیف یا عقب چیزی آید . ۳ - کلمهای که با کلم. دیگر در معنی مشترک باشد یا معنیی نزدیک بدان داشته باشد مانند : انسان و بشر .
ردیف شده
۱- ( اسم ) کسی که پشت سر دیگری سوار مرکبی باشد . ۲ - آنچه که در ردیف یا عقب چیزی آید . ۳ - کلمهای که با کلم. دیگر در معنی مشترک باشد یا معنیی نزدیک بدان داشته باشد مانند : انسان و بشر .
ردیف شده
