معانی کلمه : مدینه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شهر.
〈 مدینهٴ فاضله: شهری خیالی که مردم آن جهت بهدست آوردن سعادت حقیقی کوشش کنند و ادارۀ چنین مدینهای در دست فاضلان و حکیمان باشد.
شهر.
* مدینهٴ فاضله: شهری خیالی که مردم آن جهت به دست آوردن سعادت حقیقی کوشش کنند و ادارۀ چنین مدینه ای در دست فاضلان و حکیمان باشد.
* مدینهٴ فاضله: شهری خیالی که مردم آن جهت به دست آوردن سعادت حقیقی کوشش کنند و ادارۀ چنین مدینه ای در دست فاضلان و حکیمان باشد.
فرهنگ معین
(مَ نِ ) [ ع . مدینة ] (اِ. ) شهر. ج . مدن ، مداین . ، ~ی فاضله آرمان شهر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: مدینه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: madine) (فارسی: مدینه) (انگلیسی: madineh)
معنی: نام شهری در عربستان، شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد ( ص ) بود
معنی: نام شهری در عربستان، شهر، نام شهری در عربستان که پایگاه حکومت حضرت محمد ( ص ) بود
مترادف و متضاد
بلد، شهر، ولایت
