Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدهن

تلفظ بین المللی : /mˈodeːˌan/ تلفظ :‌ [m'ode:,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مدهنه
  • مدهنون
  • السیاسه المدنیه
  • الفواید المدنیه
  • طاق مدنی
  • ایندگان ماهنامه
  • عرق المدنی
  • عرق مدنی
  • علوی مدنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مدهن .[ م ُ هَِ ] (ع ص ) چاپلوس . متملق . فریبنده . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ادهان . رجوع به ادهان شود.

مدهن . [ م ُ دَهَْ هَِ ] (ع ص ) چرب . چربی دار. طلاکرده به روغن .(ناظم الاطباء). || طلاکننده به روغن . چرب کننده . (فرهنگ فارسی معین ). نعت فاعلی است از تدهین .

مدهن . [ م ُ هَُ ] (ع اِ) روغن دان . (مهذب ...

فرهنگ عمید

۱. چرب کننده.
۲. چربی دار.

فرهنگ معین

(مُ هِ) [ ع . ] (اِفا.) چاپلوس ، متملق .

(مُ دَ هَّ) [ ع . ] 1 - (اِمف .) چرب کرده . 2 - به روغن طلا کرده . 3 - (ص .) چرب .

(مُ هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) چاپلوس ، متملق .
(مُ دَ هَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) چرب کرده . ۲ - به روغن طلا کرده . ۳ - (ص . ) چرب .

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- چربی دار. ۲- طلاکننده بروغن . ۳ - ( صفت ) چرب کننده .
آنکه بر او آثار نعیم باشد

کلمات مرتبط

  • مدهنه
  • مدهنون
  • السیاسه المدنیه
  • الفواید المدنیه
  • طاق مدنی
  • ایندگان ماهنامه
  • عرق المدنی
  • عرق مدنی
  • علوی مدنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات