Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدسوس

تلفظ بین المللی : /mˈadsuːs/ تلفظ :‌ [m'adsu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • غیلان الموسوس
  • مبسوس
  • مدروس
  • مدروس شدن
  • مدروس ماندن
  • مدروس کردن
  • مدوس
  • مدوسا
  • مانی الموسوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

مدسوس. [ م َ ] ( ع ص ) بعیر مدسوس ؛ شتران قطران مالیده شده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ): دس البعیر؛ لم یبالغ فی هنائه من الجرب ، فالبعیر، مدسوس و الاسم دس. ( اقرب الموارد ). || پنهان. ( ناظم الاطباء ): دَس َّ الشی َٔ تحت َ الشی ٔ؛ اخفاه. دفنه. ( متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

شتران قطران مالیده شده

دانشنامه عمومی

مدسوس (به عربی: مدسوس) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان مدینه واقع شده است.
فهرست شهرهای عربستان سعودی
wiki: مدسوس

کلمات مرتبط

  • غیلان الموسوس
  • مبسوس
  • مدروس
  • مدروس شدن
  • مدروس ماندن
  • مدروس کردن
  • مدوس
  • مدوسا
  • مانی الموسوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات