کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مدرکی
تلفظ بین المللی :
/madrˈaki/
تلفظ :
[madR'aki]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی مدرکی
بزرگ ترین نمایش روی زمین مدرکی برای فرگشت
تیمیانکی مدرکی
دو مدرکی
اجماع مدرکی
مدرکیت
علی اباد مارکی
برنویلیه مارکیز دو
کور مورکی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مدرکی. [ م ُ رِ کی ی ]( ص نسبی ) منسوب است به مدرک. ( از الانساب سمعانی ).
مترادف و متضاد
documentary
(صفت)
مستند، سندی، مدرکی، مبنی بر مدرک یا سند
evidential
(صفت)
ظاهر، مدرکی، شهادتی
کلمات مرتبط
بی مدرکی
بزرگ ترین نمایش روی زمین مدرکی برای فرگشت
تیمیانکی مدرکی
دو مدرکی
اجماع مدرکی
مدرکیت
علی اباد مارکی
برنویلیه مارکیز دو
کور مورکی
نظرات