Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدره

تلفظ بین المللی : /mˈadreː/ تلفظ :‌ [m'adRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مدره باز
  • غبیط المدره
  • پوست دال مدره
  • مدرهم
  • مدرهای تیازیدی
  • مدرهای لوپ هنله
  • مدرهای نگهدارنده پتاسیم
  • راه بان مدرسه
  • الغیث المدرار فی شرح الازهار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مدره . [ م ُ دِرْ رَ / رِ ] (ع ص ) مدرة. تأنیث مُدِرّ، به معنی آب انگیز و ادرارآور. رجوع به مدر شود.

مدرة. [ م ُ دِرْ رَ ] (ع ص ) زنی که سخت می گرداند دوک را به نحوی که گویا از حرکت بازایستاده است . (ناظم الاطباء). رجوع به مُدِرّ شود. || تأنیث مُدِرّ. رجوع به مدر و مدره شود....

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث مدر : ادوی. مدره .
آب انگیز و ادرار آور

کلمات مرتبط

  • مدره باز
  • غبیط المدره
  • پوست دال مدره
  • مدرهم
  • مدرهای تیازیدی
  • مدرهای لوپ هنله
  • مدرهای نگهدارنده پتاسیم
  • راه بان مدرسه
  • الغیث المدرار فی شرح الازهار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات