Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدخلی

تلفظ بین المللی : /madxˈali/ تلفظ :‌ [madx'ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابراهیم مدخلی
  • موسی مدخلی
  • مدخلیت
  • مدخلیت دادن
  • مدخلیت داشتن
  • برجسته کاری مدالی
  • مبخلی
  • مخلی
  • مدخل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مدخلی . [ م َ خ َ ] (اِ) محل دخول و درآمد. (ناظم الاطباء). رجوع به معنی چهارم ذیل مَدخَل شود.

مدخلی . [ م ُ خ َ ] (حامص ) لئامت . پستی . بخل . فرومایگی . مدخل بودن :
آفتاب جودت ار نور افکند بر مدخلی
در زمان چون سایه بگریزد ز طبعش مدخلی .

سوزنی .


مدخلی. [ م ُ...

فرهنگ فارسی

محل دخول و در آمد

کلمات مرتبط

  • ابراهیم مدخلی
  • موسی مدخلی
  • مدخلیت
  • مدخلیت دادن
  • مدخلیت داشتن
  • برجسته کاری مدالی
  • مبخلی
  • مخلی
  • مدخل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات