Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مدتی

تلفظ بین المللی : /mˌoddˈati/ تلفظ :‌ [m,odd'ati]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • مدتی در بستربی حرکت ماندن
  • مدتی که کارخانه کار نمیکند
  • مدتی است
  • در خلا ل مدتی که
  • در مدتی که
  • ذوالقوه المتین
  • بازبی متیو
  • ایلمر متیو ویتورت
  • باندلو ماتیو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مدتی. [ م ُدْ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به مدت. که مدت دارد. مهلتی. به مدت. مقابل نقدی.

فرهنگ فارسی

مهلتی

مترادف و متضاد

period (اسم)
حد، کمال، نقطه، عصر، دوره، گردش، نوبت، ایست، فرجه، پایان، منتها درجه، روزگار، زمان، مرحله، مدت، وقت، طمی، موقع، مدتی، گاه، نتیجه غایی، قاعده زنان، جمله کامل، نقطه پایان جمله، دوران مربوط به دوره بخصوصی

واژه نامه بختیاریکا

شِری گری

کلمات مرتبط

  • مدتی در بستربی حرکت ماندن
  • مدتی که کارخانه کار نمیکند
  • مدتی است
  • در خلا ل مدتی که
  • در مدتی که
  • ذوالقوه المتین
  • بازبی متیو
  • ایلمر متیو ویتورت
  • باندلو ماتیو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات