Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مداره

تلفظ بین المللی : /madˈɑreː/ تلفظ :‌ [mad'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مدارهای برابرزمان
  • مکانیک مدارها
  • مدارهای جفت شده
  • مدارهای حالت جامد
  • مدارهای فرد و زوج
  • مدارهای مزدوج
  • کنفرانس بین المللی مدارهای حالت جامد
  • مدارهای الکتریکی فشرده
  • مدارهای ترتیبی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مداره . [ م َ رِه ْ ] (ع ص ، اِ)ج ِ مِدرَه ْ. (از اقرب الموارد). رجوع به مدره شود.

مدارة. [ م ُ رَ ] (ع اِ) نوعی از دلو و آن پوست است که گرد دوخته از آن آب کش نمایند. (از منتهی الارب ). پوست عمل آورده ای که به صورت ظرف مدوری سازند و بدان آب کشند. (از اقرب الموارد). || ازار موشی . (اقرب الموارد). ازار منقش . (منتهی الارب ). ازار زردوزی شده و منقش . (ناظم ال...

فرهنگ فارسی

نوعی دلو که از آن آب کش نمایند

کلمات مرتبط

  • مدارهای برابرزمان
  • مکانیک مدارها
  • مدارهای جفت شده
  • مدارهای حالت جامد
  • مدارهای فرد و زوج
  • مدارهای مزدوج
  • کنفرانس بین المللی مدارهای حالت جامد
  • مدارهای الکتریکی فشرده
  • مدارهای ترتیبی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات