مخلوق. [ م َ ] ( ع ص ) آفریده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). آفریده. ( دهار ). آفریده شده و ساخته شده. ( ناظم الاطباء ). ج ، مخلوقات و مخلوقین : به مدحت کردن مخلوق روی خویش بشخودم نکوهش را سزاوارم که جز مخلوق نستودم.کسائی.ای آنکه ترا پیشه پرستیدن مخلوق چون خویشتنی را چه بری بیش پرسته.کسائی ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 504 ).و هر مخلوقی... چرا که می داند که خدا عوض می دهد به...