Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ مخسوله

تلفظ بین المللی : /maxsˈuːleː/ تلفظ :‌ [maxs'u:le:]
لغت نامه دهخدا
  • رسید مرسوله
  • ماسوله
  • مرسوله
  • مسوله
  • مرسوله پستی
  • ماسوله ای
  • ماسوله داغ
  • ماسوله رودخانه
  • ماسوله گردنه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( مخسولة ) مخسولة. [ م َ ل َ ] ( ع ص ) فرومایه.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). رذل و مرذول و فرومایه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مخسول شود.
- کواکب مخسولة ؛ ستارگان کم نور و ناشناخته :
و انتم کواکب مخسولة
تری فی السماء و لاتعلم.
( از محیط المحیط ) ( از تاج العروس ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مسخولة شود.
مخسولة. [ م َ ل َ ] (ع ص...

کلمات مرتبط

  • رسید مرسوله
  • ماسوله
  • مرسوله
  • مسوله
  • مرسوله پستی
  • ماسوله ای
  • ماسوله داغ
  • ماسوله رودخانه
  • ماسوله گردنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات