Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخرد

تلفظ بین المللی : /mˈaxrd/ تلفظ :‌ [m'axRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گه مخرد
  • مخردل
  • رأی مخدوش
  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • سبط الماردینی
  • انجمن مخدرات وطن
  • سوگیری مخدوش کننده
  • عالم مجردات
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مخرد. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) شرم کننده و خاموش از خواری نه از حیا. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). شرمسار و ساکت و بی صدا و آنکه از شرم و حیا آهسته حرف می زند. ( ناظم الاطباء ). || مائل گردنده به لهو. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مایل به لهو و لعب. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اخراد شود.

فرهنگ فارسی

شرم کننده و خاموش از حیا

کلمات مرتبط

  • گه مخرد
  • مخردل
  • رأی مخدوش
  • رباعی مجرد
  • روح مجرد
  • سبط الماردینی
  • انجمن مخدرات وطن
  • سوگیری مخدوش کننده
  • عالم مجردات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات