Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخدر

تلفظ بین المللی : /moxˈadder/ تلفظ :‌ [mox'addeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • مخدر بی نقص
  • مسکن مخدر
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • مربوط به مواد مخدر
  • معتاد به مواد مخدر
  • دردزدای مخدر
  • مواد مخدر
  • اداره مبارزه با مواد مخدر امریکا
  • ازادسازی مواد مخدر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

مخدر. [ م ُ دَ ] (ع ص ) پنهان در پس پرده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).

مخدر. [ م ُ دِ / دَ ] (ع ص ) اسد مخدر؛ شیری که بیشه و جنگل آن را پنهان کرده باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

مخدر. [ م ُ خ َدْ دَ ] (ع ص ) بی حس و سست کرده شده . (غیاث ) (...

فرهنگ عمید

ویژگی آنچه اعصاب را سست و بی حس می کند.

فرهنگ معین

(مُ خَ دِّ ) [ ع . ] (اِفا. ) سست کننده ، آنچه که باعث رخوت و خواب و سستی اعصاب می شود، دارای ویژگی تخدیرکننده .

فرهنگ فارسی

1. دارویی که باعث منگی و عدم حساسیت می‌شود و درد را تسکین می‌دهد 2. ویژگی دارویی که باعث منگی و عدم حساسیت می‌شود و درد را تسکین می‌دهد

سست کننده، آنچه اعصاب را سست و بی حس کند
(اسم ) ۱ - آنکه بخوابد و دست و پای سست گرداند . ۲ - آنچه که تولید رخوت و سستی اعصاب کند : مواد مخدر . ۳ - در پرده نشاننده.
بی حس و سست کرده شده

دانشنامه عمومی

مواد مخدر (Narcotic) یا سرخوش نما، نامی عمومی برای انواع مختلفی از داروها و ترکیبات طبیعی، شیمیایی است که اغلب به دلیل احتمال ایجاد وابستگی به مصرف جزو مواد اعتیادآور طبقه بندی شده و معمولاً خرید و فروش آن ها ممنوع است.STIMULANT (محرک ها): افزایش انرژی، هوشیاری ذهنی و فعالیت جسمانی، کاهش خستگی، سرکوب گرسنگی، افزایش ضربان قبل و فشار خون. مثال: کوکائین و کافئین.DEPRESSANT (سرکوبگرها): کاهش انرژی، هو...

مترادف و متضاد

مکیف

تخدیرکننده، کرخت‌کننده ≠ مسکر

۱. تخدیرکننده، کرختکننده
۲. مکیف ≠ مسکر
۳. روانگردان

narcotic (صفت)مسکن، منوم، مخدر، مربوط به مواد مخدرstupefacient (صفت)گیج کننده، مخدر، بهت اور، پکر کننده، تخدیر کنندهopiate (صفت)مخدر، افیون دار، تکسین دهنده...

فرهنگ فارسی ساره

بنگ

فرهنگستان زبان و ادب

{narcotic} [پزشکی] 1. دارویی که باعث منگی و عدم حساسیت می شود و درد را تسکین می دهد 2. ویژگی دارویی که باعث منگی و عدم حساسیت می شود و درد را تسکین می دهد

کلمات مرتبط

  • مخدر بی نقص
  • مسکن مخدر
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • مربوط به مواد مخدر
  • معتاد به مواد مخدر
  • دردزدای مخدر
  • مواد مخدر
  • اداره مبارزه با مواد مخدر امریکا
  • ازادسازی مواد مخدر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات