( مصدر ) ۱- خلل یافتن تباه شدن : ... از بهر آنک ازین ترکیب جز وی حاصل می شد مرکب از اسباب مفرده و قاعد. رکنی بارکنی مختل می شد.... ۲ - آشفته شدن پریشان شدن . ۳ - بی چیز و محتاج گشتن .
مترادف و متضاد
آشفته شدن، پریشان شدن
اختلالیافتن، تباه شدن
ازنظم و ترتیب افتادن، ازروال عادی خارج شدن
۱. اختلالیافتن، تباه شدن ۲. آشفته شدن، پریشان شدن ۳. ازنظم و ترتیب افتادن، ازروال عادی خارج شدن