Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مخبر

تلفظ بین المللی : /mˈoxber/ تلفظ :‌ [m'oxbeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • مخبر السلطنه
  • مخبر صادق
  • مخبر رادیویی
  • مخبر مطبوعاتی
  • مخبر دزفولی عباس
  • ذو مخبر
  • شهاب مخبر
  • عباس مخبر
  • خوب مخبر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

مخبر. [ م ُخ َب ْ ب ِ ] (ع ص ) خبردهنده . آگاه کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). اطلاع دهنده . خبردهنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به ماده ٔ قبل و تخبیر شود.

مخبر. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) خبردهنده . (غیاث ). خبردهنده و آگاه کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خبردهنده و آگاه سازنده و تحقیق کننده و گوینده ٔ اخبار. (ناظم ال...

فرهنگ عمید

خبردهنده؛ آگاه‌کننده.

۱. کسی یا چیزی که از او خبر می‌دهند.
۲. شهرت.
۳. [مقابلِ منظر] درون و باطن شخص.

خبردهنده، آگاه کننده.
۱. کسی یا چیزی که از او خبر می دهند.
۲. شهرت.
۳. [مقابلِ منظر] درون و باطن شخص.

فرهنگ معین

(مُ بِ ) [ ع . ] (اِفا. ) خبررسان ، خبر - دهنده .

فرهنگ فارسی

خبردهنده( اسم ) ۱- خبر دهنده آگاه کننده : اندرو اشکال گرگی ظاهر است شکل او از گرگی او مخبر است . ( مثنوی ) ۲ - خبرنگار ( روزنامه ) : مخبر ما رفت و آمد تنگدست بیخبر چون گنگ خواب آلود مست دفتری خالی ز اخبار جدید همچو چشم بنده اوراقش سفید ... ( بهار ) جمع : مخبرین . یا مخبر صادق . ۱- خبر دهند. راستین . ۲ - آنکه روایت او راست و درست باشد راوی ثقه : ارباب عمایم این خبر را از مخبر صادقی شنیدند . ( ایرج ...

دانشنامه عمومی

نام خانوادگی مخبر به یکی از افراد زیر ممکن است اشاره داشته باشد:
محمد مخبر، رئیس ستاد اجرایی فرمان امام
عباس مخبر، مترجم ایرانی
محمدرضا مخبر، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی
wiki: مخبر

مترادف و متضاد

باطن، ضمیر

خبرنگار، گزارشگر

صفت ≠ بی‌خبر، ناآگاه

اندرون، داخل، درون ≠ برون، منظر

آگاه، مسبوق، مستحضر، مطلع، واقف

۱. خبرنگار، گزارشگر
۲. آگاه، مسبوق، مستحضر، مطلع، واقف ≠ بیخبر، ناآگاه

۱. اندرون، داخل، درون
۲. باطن، ضمیر ≠ برون، منظر
۳. شهرت، آوازه، صیت

correspondent (اسم)خبرنگار، مخبر، مکاتب، مکاتبه کننده، طرف معامله، طرف مکاتبهintelligen...

فرهنگ فارسی ساره

خبررسان، خبرنگار


کلمات مرتبط

  • مخبر السلطنه
  • مخبر صادق
  • مخبر رادیویی
  • مخبر مطبوعاتی
  • مخبر دزفولی عباس
  • ذو مخبر
  • شهاب مخبر
  • عباس مخبر
  • خوب مخبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات